جمع وترتيب قرآن
1-جمع قرآن بمعناى حفظ آن درعهد پيامبر اكرم-ص-
پيامبر مشتاق وحى بوده وهميشه در انتظار نزول آن بود، تا آنرا فهميده وحفظ نمايد، ولهذا او اولين حافظ قرآن بود، وقرآن در خلال بيست و چند سال نازل شد، وهروقت كه آيه يا آياتى نازل ميشد، وقبل از همه چيزدرسينه ها حفظ ميشد، وبعد از آن نوشته ميشد، كه صحابه درمورد حفظ آن رقابت ميورزيدند تا كى بيشتردر جنب عمل به آن، حافظ قرآن هم باشد،
2-جمع قرآن بمعناى كتابت ونوشتن آن در عهد رسول اكرم-ص-
رسول خدا-ص- براى نوشتن وحى چند نفر از بزرگان صحابه از جمله على وابى بن كعب وزيد بن ثابت و...را مأمور نوشتن وحى نمود،
وبعضى از صحابه هم بدون ماموريتى ازطرف پيامبر خودشان بنا بوسائل متعدد موجود آنروز قرآنرا مينوشتند، وجبرئيل هرسال درشب هاى رمضان قرآن را بر پيامبرعرضه نموده و ميخواند،
چنانكه حديث متفق عليه بين بخارى ومسلم -يعنى قويترين حديث- است كه ...جبرئيل در هرشب رمضان قرآن را با پيامبر مدارسه نموده وميخواند... واحاديث متعدد دراينمورد وجود دارد وصحابه آياتى را كه حفظ يا مينوشتند برپيامبر عرضه مينمودند، ليكن اين نوشته ها درعهد پيامبر در يك مصحف وكتاب عمومى جمع آورى نشد، يعنى نوشته شد ليكن آياتى در نزد اين وآياتى در نزد آن بود، اما در سينه ها كه اصل حفظ ميباشد مشترك بود ووجود داشت،
وقتى كه پيامبر به رفيق اعلى رفت ووفات نمود، قرآن در سينه ها محفوظ بود، هم چنانكه خداوند ميفرمايد:
(بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآياتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ) (العنكبوت:49) بلكه [قرآن] آياتى روشن درسينههاى كسانى است كه علم [الهى] يافتهاند و جز ستمگران منكر آيات ما نمىشوند
واما آيات نوشته شدهء قرآن در پيش اين و آن چنانكه اشاره شد،متفرق بود، چون وحى پيوسته نازل ميشد واز آنجا كه پيامبر هميشه منتظر وحى بود نياز به تدوين وجمع آورى آن در يك كتاب پيش نيامده بود، وكاتبان وحى هنوز برحسب نزول وحى آنرا مينوشتند،
وترتيب كتابت قرآن بر حسب نزولش نبود، بلكه پيامبر بعد از نزول آيه دستور ميداد كه اين آيه دركجا ودرميان كدام آيه وكدام سوره قرار داده شود، واگر همهء قرآن بين دوجلد يك كتاب نوشته ميشد هروقت كه وحى ميآمد لزوم به تغيير آن پيش ميآمد،
ولهذا امام زركشى كه دراينمورد صاحب نظراست وتأليفى بنام الاتقان في علوم القرآن دارد در ص57 ج 1 ميگويد: " قرآن در عهد پيامبر نوشته نشد-يعنى بصورت يك كتاب كامل در يكجا- تا پيوسته تغيير آن پيش نيايد، وبدين سبب بود كه كتابت آن –در يك كتاب- به تأخير افتاد تا اينكه باوفات پيامبر نزول وحى كامل شد، پيامبر بقول امام خطابى قرآنرا در يكجا ننوشت، چون هنوز منتظر وحى وناسخ ومنسوخ دربعضى از آيات واحكام وتلاوت بود، "
3- جمع قرآن در عهد ابوبكررضي الله عنه
بخاطر كشته شدن بسيارى از قراء درعهد ابوبكر ، او قرآن را كه در عهد پيامبر نوشته ولى متفرق بود در يك مصحف –كتاب- جمع نمود، وبراساس همان حروف –لهجات- هفتگانه اى بود،كه قرآن بدان نازل شده بود،
پس بنا به رأى متخصصان ومجتهدان علوم قرآن، ابوبكر اولين كسى بود كه آيات قرآن را در يك كتاب در يكجا نوشته وجمع آورى نمود،[1]اگر چه مصحف هاى فردى درنزد بعضى از صحابه مثل على وابى وابن مسعود رضي الله عنهم جميعا وجود داشت، ليكن تا اين حد كه برمصحفى كه ابوبكر جمع آورى نمود،برآنها دقت وتحرى درجمع آورى وترتيب واجماع نرفته بود،
4-جمع قرآن در عهد عثمان كه به جمع دوم مشهور است
وقتى كه فتوحات اسلامى توسع يافت ومردم هر شهرى بنا قرائت قاريء قرآنى كه درآن بود ، با اختلاف حرف ولهجه اى كه برآن نازل شده آنرا ميآموختند، وقتى كه بنا به اتفاقى مثل غزو وجهاد ويا حج با همديگر جمع ميشدند، از اختلاف در قرائت ها تعجب ميكردند، تا حدى كه در جنگ ارمنستان اين باعث اختلاف شد، وقتى كه عثمان اختلاف مردم را در مدينه هم مشاهده نمود گفت شما كه در اينجا پيش من اختلاف ميكنى ودر خواندن قرآن لحن داريد آنها كه دور هستند بيشتر اختلاف خواهند نمود و... اي ياران محمد جمع شويد وبراى مردم قرآنى بنويسيد كه امام -ومقتداى واحد- باشد،
ولهذا على رضي الله عنه ميگفت راجع به عثمان جز به نيكى ياد مكنيد چون اين كاررا جزدرمقابل ما وجلوى چشم ما-يعنى صحابه- انجام نداد،ازما پرسيد كه چكار كنيم پرسيديم نظر خودت چيست؟ گفت به نظر من مردم را بريك مصحف جمع كنيم تا تفرق واختلاف پيش نيايد، ما گفتيم چه نيكو رأيى،"[2]
اين سخن على دلالت براين ميكند كه اين كار عثمان براساس اجماع صحابه بوده است، واجماع درميان مسلمانان بعد از قرآن وسنت يكى از مصادر شرع وفقه اسلامى ميباشد، وعمل به شورى دراينجا عملكرد واقعى پيدا ميكند، چون مصحف هايى را كه با لهجه هاى متعدد نوشته شده بود، بايكى از احرف سبعه كه قرآن بدانها نازل شده است نوشت، تا مردم را بر يك قرائت متحد نمايد، وامت اسلامى هم اين عمل واجتهاد درست اورا تاييد كرد، وقرائت با احرف سبعه واجب نيست، واگر واجب ميبود بايد هر حرفى از آن بشكل متواتر نقل ميشد، تا حجت باشد،
امام ابن جرير طبرى[3] ميگويد: ..امت اسلام، عمل عثمان را كه برايشان امامى ناصح ومهربان بود، و رشد وهدايت درآن بود پذيرفت،
وتفاوت گرد آورى ابوبكر وعثمان در اين بود كه باعث اولى اين بود كه بيم داشت بار فتن قاريان قرآن قرآن جمع نشود، ليكن عثمان از اين بيم داشت، كه كثرت اختلاف در وجوه قرائت ها آثار بدى خواهد داشت،
نویسنده : دكتر عبدالرحيم ملازاده
[1] منبع اينحانب(نویسنده) در اين بحث دو كتاب ميباشد، 1- مباحث في علوم القرآن از دكتر مناع القطان 2- مناهل العرفان في علوم القرآن از شيخ محمد عبدالعظيم الزرقانى ، كه بر كتاب اول بيشتر اعتماد نموده ام.
[2] سنن ابوداود سيستانى-سجستانى- اين روايت را باسند صحيح روايت كرده است،
[3] تفسير ابن جرير طبرى ج1ص 64و65 چاپ عربى .