قرآن محور توسعه روابط بين الملل اسلامی
من کان يريد العزه فللله العزه جميعا اليه يصعد الکلم الطيب و العمل الصالح يرفعه .
انسان به مثابه پيچيده ترين عنصر و گرامی ترين گوهر عالم وجود از سويی داير مدار
و مسئله ی اصلی شاخه لايتناهی و غامض دانش يعنی علوم انسانی است.
و از سويی ديگر ؛ تنها عنصری است که به موازات ميزان حضورش در ساحت هر علم
معادلات و قوانين را عاجز از اطلاق و تعميم می سازد.
به طوريکه بی ترديد علت نسبی قطعی علوم انسانی (و بلکه هرجا که پای انسان
در ساير بخش های علم نظير علوم پزشکی وارد می شود) را بايستی در وجود
و ماهيت اين پيچيده ترين معادله نامعادله ساز جويا شويم.
پديده ای که در تعليل مکتوب مبين عليم به وجود روح الهی در انسان باز
می گردد و لذا مظهر عالی قلت علم جميع انسان ها قلمداد شده است؛ آنجا که
فرمود؛
((يسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتيتم من العلم الا قليلا))
از اين مقدمه ی سهل و ممتنع که بگذريم مايلم قلوب و عقول انديشمندان و
فرهيختگان قرآنی را به مقدمه ی دوم به عنوان رهيافتی با مبتنای قرآنی که
در مطالعات اجتماعی و ذيربط با انسان اگرچه نانوشته اما در عمل جاری و
معمول است جلب نمايم.
و آن اينکه ما بين انسان منفرد مثالی (انسان بما هو انسان) و مجامع انسانی در
سطوح خرد و کلان همواره رابطه ی تماثل و تشابه وجود دارد که ابتناء به آن در ادراک
استدراک و تحليل محتوايی مجموعه های انسانی (که قطعا بسيار پيچيده تر از
ادراک و تحليل انسان ناشناخته ی منفرد است) به نحو شگفتی راهگشا
بوده و می باشد.
لذا بديهی است از يکسو می توان برای مجموعه های انسانی نيز عناصر روحانی و
جسمانی متناظری نظير روح-عقل-قلب و اعضا و جوارح را قائل شد و از سوی
ديگربا تعيين سلامت هريک از اين قوا و اعضاء و ميزان تعادل فیما بين به شناخت
شاخصه های شخصيتی جوامع و ميزان انطباق آن ها با آموزه های رفتاری و حياتی
و انسانی نائل گرديد